تبلیغات
دلــخـــــون - رهایی از اسارت

 


چندی که جَفا شد به من از دار کرامت

 

درگیــر سَـبَـب بودم و انکــار نـدامت



فریاد که آزرده شدم ، زین غم و اندوه


سرخودره که هستی شده غافل زِ عدالت



در پرده و بی پرده به جـانم شَرَری بود


هرکس که رسیدش سخن و پند و ملامت



ای آنکه سرافکنده شده ، سُخره به عالم


پیـوسـته دِلَـت غـم زده از کـار جماعت



برخیــز و به اُمّیـد نظـر کـن به وصال


 از حرکت تـو ، حق دَهَدت شـورِ شهامت



بـا هِمّت و نَـذر و قسـمِ دلبـرِ دلخـون


 بُگشـوده شُدش آن گِـره از کـار اسارت



دِلـداده و مَدهوش ، به درگـاه خدایم


کیـن عُقـدۀ جانـم بِسَـر آمـد به سلامت

 




تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 11:28 ق.ظ | نویسنده : محـســنـــ... | نظرات

.: Blog Templates By : MihanTemp.com :.