تبلیغات
دلــخـــــون - هست بود و اکنون هیچــ...


از دور راهــیِ ، آن هیچ خــود شدم ..... ای هیچ با تـو اَم ، درگیـر تـر شدم


عُمـری تـو بودیُ  ، من کـور بودمت .....   از بعـد رفتـنت ، من هیچ تر شدم


بـا من قـدم بـزن ، ای شمـع ناپدید ..... من گِـردِ سایه اَت ، پروانه تر شدم


ای هیچ بی مرام ، سر داده ای سکوت ..... در وَهمِ آن سکوت ، من پیرتر شدم


هر شب به آیِـنه ، گویم به هیچ خود ...... دلخون بیا که من ، بی بال و پَر شدم


آمـد نوایـی از  ، آن آیِـنه به گـوش ..... چون هیچ گشتیـَم ، چَشم سحر شدم!




تاریخ : دوشنبه 8 دی 1393 | 02:48 ق.ظ | نویسنده : محـســنـــ... | نظرات

.: Blog Templates By : MihanTemp.com :.