تبلیغات
دلــخـــــون - قول و قرار


کـاش می شـد اشکـامُ تهـدید کنم

نالـۀ شبـونمُ ،  یک جـوری تفسـیر کنم

 

گفتم اگه نبینمت شاید فراموشت کنم

اما دلم خواست بیامُ بازم تو آغوشت کنم


گفتم صداتُ نـشنوم ، شـاید که از یـادم بـری 

دیدم تو گوشام جز صدات، نیستش صدای دیگری


گفتم برم از روزگار ، بی خبـرُ  بی اخـتیار

اما نشد... یادم اومد ، با دلخونم دارم قرار


یادم اومد قرار دارم ، که نَشنوَم اون صدا رو

اون که میلرزیدُ میگفت ، تورو خدا بمون نرو


خواستم گوشیمُ بردارم ، بگیرم اون شُمارَ تو

اما قولم یادم اومد... گفتش بِبُر اون صدا تو


تازگیا جدام کردن از کار و بار و زندگیم

بی آبی و نفرینِ تُو ، شده تاوان تِشنگیم


کاش می شـد ، باز بتونم اشکـامُ تهـدید کنم

بتونم تاوان اون پیامکُ ، یک جوری تفسیر کنم


کاش بازم من بتونم ، بِشنَوَم اون صدا رو...

کاش که بخشیده بشم ، بِهِم بگه بازم نرو...



تاریخ : پنجشنبه 24 بهمن 1392 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : محـســنـــ... | نظرات

.: Blog Templates By : MihanTemp.com :.